|
بیگانه مثل معنی | ||
|
در اينجا به شرح روند پيدايش و تكامل و زوال مكتبهاي ادبي ميپردازيم كه
در اروپا پا به پاي دگرگونيهاي اجتماعي پديد آمدهاند و نماينده نياز
جامعه در دوره خاص خود بودهاند: اولين مكتب ادبي اروپا در قرن شانزدهم يعني در اوج نهضت رنسانس و اومانيسم پديد ميآيد، و در قرن هفدهم گسترش مييابد، و داراي اصولي مدوّن ميشود. اين مكتب كلاسيسيسم ناميده ميشود.
ادامه مطلب [ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 7:14 بعد از ظهر ] [ amir ]
«عبدالعلي دستغيب» مترجم و منتقد ادبي ميگويد، اعتراضات و انتقاداتي كه
در آن دوره در مورد شعر سپهري ارائه شد، نتيجه تب سياسي حادي بود كه در آن
زمان جامعه را فرا گرفته بود.
عبدالعلي دستغيب منتقد ادبي، پژوهشگر و مترجم در گفتگو با خبرنگار ادبي
فارس، درباره اين شاعر محبوب بيان داشت: سهراب سپهري يكي از نمايندگان
موفق شعر معاصر است و با توجه به اسلوب بياني خاصي كه دارد ميشود گفت كه
در رديف شاعران بسيار موفق شعر نو هست و از نظر ايجاد فرم تازه و مضامين
رومانتيك چهره شاخصي دارد. وي ادامه داد:در سالهايي كه سهراب سپهري شعر ميگفت و به خصوص شعرهاي اوليه سهراب كه نتيجه آشنايي او با شعرهاي هايكو شاعران چيني و ژاپني و متاثر از «ذن بوديسم» بود، طبعا جدي گرفته نميشد و به دليل اين كه استعاراتي كه به كار ميبرد دور از دانستگي مردم ما بود و همچنين به دور از سياست و مبارزات اجتماعي، كمي مهجور ماند. اشعار سپهري در سالهاي 30 و 40 كه در بحبوحه مبارزات اجتماعي بود كمي خارج از آهنگ جلوه ميكرد. مترجم كتاب «فلسفه و حقيقت» تصريح كرد: در سالهاي دهه 40 يكي از معترضان به شعر سهراب كار او را «وجه اشرافي بودايي» ناميد. و بعدها هم احمد شاملو كه نظرگاه اجتماعي خاصي داشت گفت كه سپهري شعرهاي جدي ندارد و استناد كرده بود به شعر «آب را گل نكنيم» و بيان كرده بود كه من زماني كه ميبينم بر لب همان آب سر بيگناهي را ميبرند نميتوانم هيچ اعتنايي نداشته باشم. «دست غيب» بيان داشت: انتقادهايي هم نسبت به وزن شعر «صداي پاي آب» توسط محمدرضا شفيعي كدكني بيان شد كه اين گونه شعرها بحر طويل است كه هنوز شكل مناسبي به خود نگرفته است. اعتراضات و انتقاداتي كه در آن دوره در مورد شعر سپهري ارائه شد، نتيجه تب سياسي حادي بود كه در آن زمان جامعه را فرا گرفته بود. وجه ديگر نقد مربوط به بيان سپهري بود كه گفته ميشد مثلا در منظومه «صداي پاي آب» بيان كاملا انتزاعي است و به دور از دانستههاي مردم ما. اين منتقد شيرازي در ادامه تصريح كرد: اعتراضات و نقدهايي از اين دست صحيح نبود و نقد ادبي به حساب نميآيد از آن جهت كه برداشتهاي سليقهاي هم در آن دخيل بوده است. اين نوع قضاوتها نتيجه اشتباهاتي بود كه نسل ما در بارهي شعر و ادبيات داشت. ما توجه نداشتيم كه ادبيات انواع گوناگون دارد. ممكن است يك شعر حماسي باشد مانند اشعار نيما و شاملو، تراژيك باشد مانند كارهاي اخوان، تغزلي باشد مانند كارهاي فريدون توللي و ... خالق كتاب «مستي شناسي حافظ» گفت: اگر كسي ميخواست راجع به شعر سپهري قضاوت صحيح كند، ميبايست كه نوع شعر سپهري را تشخيص ميداد. نوع شعر او عرفاني و افكارش رمانتيك است كه بايد در نظر بگيريم كه اين قالب و انديشه هنوز در جهان طرفداراني دارد و در آينده هم خواهد داشت. اگر بخواهيم به صورت منصفانه آثار سپهري را با سنگ محك نقد حرفهاي بسنجيم، بايد ببينيم كه در اشعارش كجا موفق بوده و كجا ناموفق. وي بيان داشت: دوران زندگي سپهري كه پيش از موعد طبيعي به سر رسيد، باعث شد كه او نتواند فرم تازهاي را كه به وجود آورده بود تكميل كند.البته توجه داشته باشيم همان اشعاري كه مانده و نسبت به شاعران ديگر حجم كمتري دارد بسيار راهگشا بوده است.سهراب سپهري در اشعار خود ستاينده طبيعت و آرامش طلب و صلح طلب مطلق است. دست غيب با قياس سهراب سپهري و فروغ فرخزاد گفت: اين دو شاعر از لحاظ بيان شباهتهايي به هم دارند اما از نظر انديشه خير. اين دو بيانكه بدانند پيش درآمد و سرآغازان شعر گفتار و شعر پست مدرن هستند. نويسنده كتاب «بنيادهاي نقد ادبي» خاطرنشان كرد: در بيان و انديشه شعري سپهري در اواخر عمر بخصوص در دفاتر «مسافر» و «ما هيچ،ما نگاه» تحولي رخ داد تا آن حد كه آرامشهاي بودايي را كه در شعرهاي اولش نشان ميدهد به هيچ عنوان رو نميكند، بلكه دنياي غريبي را روايت ميكند كه در آن راوي شعر دچار شكست زباني شده است. ما شاهديم كه بسياري از منتقدان هنوز هم در نقد ادبي خود ، انواع شعر را تشخيص نميدهند و ميخواهند يك نظرگاه واحد را به اشعار همه شاعران تحميل كنند. وي در خصوص شخصيت سهراب سپهري گفت: او شخصي بسيار متواضع و دقيق بود. روزي در منزل سياوش كسرايي نشسته بوديم كه سهراب وارد شد و طرحهاي نقاشياش هم در دستش بود و گوشهاي نشست و كمي در خصوص اشعارش صحبت كرديم و چند پيشنهاد به او دادم كه با آغوش باز پذيرفت. در آخر به او گفتم كه دفتر «حجم سبز» را ميخواهم تهيه كنم و آن را بخوانم او به من گفت كه اين دفتر را دارم و فردا به دست شما ميرسانم. فرداي آن روز سپهري با من تماس گرفت و گفت:كه كتاب را در انتشارات نيل گذاشتهام و من رفتم و كتاب را گرفتم. در ابتداي كتاب مطلب سادهاي نوشته بود. من از وقت شناسي و دقت نظر او خوشم آمد. اين تنها خاطره من از سهراب سپهري بود.
[ جمعه دوم دی 1390 ] [ 5:40 بعد از ظهر ] [ amir ]
بس است هرچه زمین از من و تو بار كشید [ چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390 ] [ 11:30 قبل از ظهر ] [ amir ]
حساب سر انگشتی
بهروز ثابت
اولین باری كه زدی توی گوشم درست سه سال پیش بود.من همانجا كه سیلی را از تو خوردم خشكم زد و همانطور خیره به چشمهایت ماندم. و فقط حواست جمع كاغذ پاره های دور و برت بود كه حالا شده اند همه چیزت . شاید هم من مثل همین كاغذ پاره بودم كه آمدی و عاشقم شدی و بعد هم عاشقی را كردی پیشه ات . ادامه مطلب [ چهارشنبه چهارم آبان 1390 ] [ 3:36 بعد از ظهر ] [ amir ]
قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم تا در اين قصه ی پر حادثه حاضر باشم حکم پيشانی ام اين بود که تو گم شوی و من به دنبال تو يک عمر مسافر باشم تو پری باشی و تا آنسوی دريا بروی من به سودای تو يک مرغ مهاجر باشم قسمت اين بود ، چرا از تو شکايت بکنم ؟! يا در اين قصه به دنبال مقصر باشم ؟ شايد اينگونه خدا خواست مرا زجر دهد تا برازنده ی اسم خوش شاعر باشم دردم اين است که بايد پس از اين قسمتها سالها منتظر قسمت آخر باشم !! [ یکشنبه یکم آبان 1390 ] [ 1:44 بعد از ظهر ] [ amir ]
غریبه این نامه برات یه عالمه روشنیه درد درون تو الان درد ِ بد ِ بی زنیه ولی نذار که این فشار راهتو بی راهه کنه عروسکای شهرمون تو رو یه بیچاره کنه نذار که خونه ی تو رو یه بی شرف پر بکنه با اشک تمساح و دروغ زیر پاتو سُر بکنه هرچی قشنگه صورتش دلش سیاه و مبهمه به اون خدا که عاشقی توی وجودشون کمه نذار که دیوونه بشی ، که اون بخنده بکنه دوست تو آسمونته ، نه اون که عین دشمنه غریبه جنس تو چیه ، یه مرد چشم پاک و نجیب ؟ اسیر چشمی که شده دچار یک حس عجیب من نمیگم دروغه عشق ، اما هوس گولت زده راهتو بی راهه نکن ، زیر فشاری که بده گلی که تیغ شکسته شد ، رو تنشه دست همه دختر خوب خیلی کمه ، چیز زیاد الان زنه ! پویا مجتهدی [ جمعه بیست و نهم مهر 1390 ] [ 9:52 بعد از ظهر ] [ amir ]
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی آهنگ اشتیاق دلی درد مند را شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق آزار این رمیده ی سر در کمند را بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان عمریست در هوای تو از آشیان جداست دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام خواهم که جاودانه بنالم به دامنت شاید که جاودانه بمانی کنار من ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت تو آسمان آبی آرامو روشنی من چون کبوتری که پرم در هوای تو یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم با اشک شرم خویش بریزم به پای تو بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب [ پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 ] [ 6:13 بعد از ظهر ] [ amir ]
کنکاش موضوع زمان در شراب حافظ نیاز به مقدماتی دارد که تنها اشاره ای گذرا و فهرست وار به آن موضوعات در اینجا مقدور است. زمان چیست؟ / پدیدار شناسی زمان / نقش زمان در تفکرات کلامی و فلسفی / نقش زمان در شعر و اسطوره / زمان و ادبیات / زمان در تفکرات صوفیانه و عارفانه / چند گونگی زمان در شعر و ادبیات / زمان های خطی، دوری، دورانی، شکسته، همسو، همسطح، موازی / تخیل و زمان / اصالت و جامعیت زمان و مکان در تفکرات زروانی و تاثیرات آن بر اندیشه های شاعران و نویسندگان بعد از اسلام و...
ادامه مطلب [ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 ] [ 12:41 بعد از ظهر ] [ amir ]
دانلود کتاب درس فارسی برای تمامی سطوح http://darsefarsi.persiangig.com/file/DARSEFARSI.pdf درقسمت url این ادرس را وارد کنید ودانلود نمایید [ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 ] [ 12:37 بعد از ظهر ] [ amir ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||