مدتی این مثنوی تاخیر شد                                                                                                    باسلام با عرض پوزش از اینکه چند روز مطالب جدید را ارئه ندادم.به امید خدا از امروز وبلاگ به روز میشود.          

تابستان/یغما گلرویی  

تابستان
انعکاس سرخ گیلاس و سبزی سایه بود
انعکاس هفت سنگ و تب بعد از ظهر
به کنار هر گلی که می رسیدم
می خواستم تمام پروانه های جهان را خبر کنم
بر شاخه ها می نشستم
و سرود سبز سوت و سکوت را
برای جوجه های کوچک گنجشک می خواندم
تا مادر بزرگ بیاید
و از بیم سقوط و سستی شاخه بگوید
تابستان کودکی ام تنها
با گیلاس سرخ باغ و مهر مادربزرگ
معنا می گرفت
وقتی که می خندید
خیل خطوط خاطره ی آینه را پر می کرد
دستانش به عطر حلوا و حنا و ریحان عادت کرده بود
و موهای سفیدش را همیشه
به رسم بهار های بی برگشت گذشته می بافت
همیشه عکس ها ی کوچک کوچ را نگه می داشت
عکس گیوه ، گندم ، گام
عکس باغ ، برنو ، بهار
و عکس رنگ و رو رفته ی پریروز پدر بزرگ را
قصه هایی برایمان می گفت
که آنها را
از مادربزرگ کودکی خود شنیده بود
حالا ، از انعکاس سرخ گیلاس ها خبری نیست
شاخه ها توان وزن مرا ندارند
و گنجشک های شوخ شاخه نشین
به زبانی غریب سخن می گویند
غریب

سفر نامه ناصر خسرو

 

صفت گشودن در كعبه، شرفّها اللّه تعالى ـ كليد خانه كعبه گروهى از عرب‏دارند كه ايشان را «بنى شَيْبَة» گويند، و خدمت خانه را ايشان كنند و از سلطان‏ مصر ايشان را مشاهره و خلعت بود. و ايشان را رئيسى است كه كليد به دست‏ او باشد، و چون او بيايد پنج شش كس ديگر با او باشند. چون بدان‌جا رسند، ازحاجيان، مردى ده برند و آن نردبان ـ كه صفت كرده‌ايم ـ برگيرند و بياورند و پيش در نهند و آن پير بر آن‌جا رود، و بر آستانه بايستد. و دو تن ديگر بر آن‌جا روند و جامه و ديباى در را باز كنند، يك سر از آن يكى از دو مرد بگيرد، وسرى مردى ديگر، همچون لُباده‏اى كه آن پير را بپوشند كه در مى‏گشايد. و او قفل بگشايد و از آن حلقه‏ها بيرون كند و خلقى از حاجيان پيشِ در خانه ‏ايستاده باشند و چون در باز كنند ايشان دست به دعا برآرند و دعا كنند. و هركه در مكّه باشد چون آواز حاجيان بشنود داند كه درِ حرم گشودند، همه خلق‏به يكبار به آوازى بلند دعا كنند چنان‌كه غلغله‏اى عظيم در مكّه افتد. پس آن ‏پير در اندرون شود ـ و آن دو شخص همچنان آن جامه مى‏دارند ـ او دوركعت نماز كند، و بيايد، و هر دو مصراعِ در باز كند و بر آستانه بايستد وخطبه برخواند به آوازى بلند و بر رسول‏اللّه(ص) صلوات فرستد و بر اهل‏بيت او. آن وقت آن پير و ياران او بر دو طرف در خانه بايستند و حاج در رفتن گيرند و به خانه در مى‏روند و هر يك دو ركعت نماز مى‏كنند و بيرون‏ مى‏آيند تا آن وقت كه نيمروز نزديك آيد، و در خانه كه نماز كنند رو به دركنند، و به ديگر جوانب نيز رواست. وقتى كه خانه پر مردم شده بود كه ديگرجايى نبود كه در روند، مردم را شمردم، هفتصد و بيست مرد بودند.
و در ميان شعبان و رمضان و شوال روزهاى ‏دوشنبه و پنج‏شنبه و آدينه در كعبه بگشايند. و چون ماه ذى‏القعده درآيد ديگر در كعبه باز نكنند.

عشق هندسی /محمدرضا مهر پویا

یه روزی توی مدرســــــه

سر ِکلاس هندســــــــه

یه فکری از سرم گذشت

که عقل جن نمی رسه  

بیکاری و شیطنت و

ریاضیات و فلسفـــه

شدن علامت سوال

توی خیالم یه دفـه  

راستی اگه عشق و حساب

با همدیگــه قاطی بشـــــن

روی تمـــــوم ِفــرمـــــــــولا

یه خط باطــل میکشـــــــن  

اگــــه 1 و 4 مثـــــــــــــــلاً

بخوان بشن عاشق هـــم

دیگه چه جوری میشه کرد

اونارو از همدیگـــــه کـَـم  

                                                                                                                                                                                                                     

یا اگه فرضـــــــــــاً 7 به 8

وعـــده ی ازدواج می داد

بعد با 9 می ریخت رو هم

یه کم به 16 باج می داد  

حساب کتاب می ریخت بهم

هیچی سر ِجاش نمی موند

هیچ کسی توی مدرســــه

دیگه ریاضی نمی خونـــــد  

اگه یه روز ذوزنقــــــــــــــه

عاشق مستطیل می شد

پیش جواب مسئلــــــــــه

انیشتن م ذلیل می شد  

عشقم عجب معجونیـــــه

خودش یه پا معادلـــه س

که بودن و نبودنــــــــــش

پُر از سئوال و مسئله س  

بیکاریــــم بد دردیــــــه

مارو چه به ریاضیــــات

10بگیریم بسه مونـه

چیکار داریم به فرضیات


                                                                                               

کاش می‌شد

کاش می‌شد خانه‌ها را جای خشت از نور ساخت

کوچه را زیر بلور نور دیده‌ها مستور ساخت

شهر را مانند یک قطره میان آب دید

مرزها را عاری از دیوار و از مأمور ساخت

بین ما و ماهرویان پرده‌ای حایل نبود

محفلی با مهوشی در پرده تنبور ساخت

کاش می‌شد عشق هم مثل تنفس یک نیاز

سینه بی‌عشق را چون مرده اندر گور ساخت

کاش می‌شد چوبه دار انا الحق را شکست

منبری را بهر یا رب یا رب منصور ساخت

کاش خیلی ساده بی‌قانون و بند و تبصره

آدمی را می‌شد از این خشم و شهوت دور ساخت

با طواف ماه می‌شد حجکم مقبول گفت

شعری اندر وصف ذکر سعیکم مشکور ساخت

قسمتی از کشف المحجوب


نقاشي: رضا بدرالسما

برخی معتقند کشف‌المحجوب كهن ترين رساله فارسي در عرفان اسلامي است که توسط علي اين عثمان الجلابي الهجويري میان سال‌هاي ۴۸۱ تا ۵۰۰ هجري تأليف شده است. كشف‌المحجوب علاوه بر اشتمال بر شرح بسياري از اصول تصوف و آداب صوفيان، خرقه و خرقه پوشي، ملامت و ملامتيان در گزارش فرقه‌هاي صوفيه و كشف حقايق بعضي از احكام و آداب ديني و آيين‌هاي صوفيان، فصولي دارد كه در نوع خود بي‌سابقه و در ميان منابع اصلي تصوف بي‌مانند است. اين كتاب شامل سه بخش است: بخش نخست، مقدمه مؤلف در سبب علت تأليف كتاب. بخش دوم، دربردارنده اطلاعات كلي در باب تصوف و تراجم احوال صوفيان معروف تا زمان هجويري و بخش سوم كه در حقيقت قسمت اصلي كتاب است و نام كشف‌المحجوب ظاهراَ به مناسبت همين بخش بر كتاب نهاده شده، شامل يازده «كشف» است.

«و رضا بر دو گونه باشد: يكي رضاي خداوند از بنده، و ديگر رضاي بنده از خداوند، تَعالي و تَقَدّس.
اما حقيقت رضاي خداوند ـ‌عَزَّ وَ جَلَّ ـ ارادت ثواب و نعمت و كرامت بنده۱ باشد و حقيقت رضاي بنده اقامت بر فرمان‌هاي وي و گردن نهادن مر احكام وي را.
پس رضاي خداوند ـ تعالي ـ مقدم است بر رضاي بنده؛ كه تا توفيق وي ـ‌جَلَّ جَلالَه ـ نباشد، بنده مر حكم وِرا گردن ننهد و بر مراد وي ـ ‌تعالي و تقدس ـ اقامت نكند؛ از آنكه رضاي بنده مقرون به رضاي خداوند است ـ‌عَزَّ وَ جَلَّ ـ و قيامش بدان است.
و در جمله، استواي۲ دل وي باشد بر دو طرف قضا:‌ اِمّا۳ منع۴، اِمّا عطا۵. و استقامت سِرّش۶ بر نظاره احوال: اِمّا جَلال، و اِمّا جَمال؛ چنان‌كه اگر به منع واقف شود و يا به عطا سابق شود، به نزديك رضاي وي متساوي باشد.‌
و اگر به آتش هيبت و جلال حق بسوزد و يا به نور لطف و جمال وي بفروزد، سوختن و فروختن به نزديك دلش يكسان شود؛ از آنچه وي را شاهد، حق است و آنچه از وي بُوَد وي را همه نيكو بَوُد، اگر به قضاي وي رضا دارد.»



ادامه نوشته

ادبستان وبلاگ

سلام نوشتن اولین مطلب واسه من خیلی سخت بوده.قصد دارم در وبلاگ علاوه بر صحبتهای روزانه مطالب خوب وقابل استفاده برای هم رشته های خودم {ادبیات فارسی}به نمایش بگذارم.